|
شکستنی رفع بلاست ...امـــــــــــا...باور نمیکند دلم
|
|
|
میگویند قسمت نیست حکمت است...
خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمیدانم اما تو معنی طاقت را میدانی مگه نه...؟
+
تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 15:25 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
هـــــــے ...!
دل ِِ خوش باورم... چه هنرمندانه زجر مے کشی... از کمال الملک زیباتر...!
+
تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:17 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
وقتی کار از کار گذشته باشد
دیگر چه فایده دارد فالت در بیاید: یوسف گم گشته...؟!
+
تاريخ یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 14:43 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
برميگرده
برنميگرده برميگرده برنميگرده . . . برنميگرده !! شما دانه تسبيح ، اضافي نداريد؟!
+
تاريخ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 14:27 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
ای مرد
خسته نمی شوی اینهمه بار سنگین "نا" را به دوش می کشی؟؟
+
تاريخ یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 13:21 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
کرم زشت و تنها بود، پيله بست ، پروانه شد ...
زيبا شد و رفت ... حکايت توست با من اوج گرفتي شدي مال ديگري...
+
تاريخ چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 13:40 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
تمام "امن یجیب "های دلم را
گره زده ام به نگاهت و روانۀ آسمان کرده ام ای خوب ای خواب ای خاطره ... من مطمئنم خدا تو را برای دلم نگه میدارد...
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 23:0 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
خیابان نیست که از همان جایی که آمدی ... بروی! بفهم این لامصب اسمش احساس است ...!
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 18:20 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چه دنیای عجیبی ست
هر وقت حرف دلم را زدم دلت را زدم ...
+
تاريخ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 23:17 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
تو را چه به فرهاد؟
یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی
+
تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 9:47 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
همه چیز آماده ی رفتن است
جز دلم... آن را که چشمانت پس بدهد میبینی سالهاست که رفته ام...
+
تاريخ دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 21:24 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چرا با این که میدونم خطا کرده
هنوز دلگرم امیـــــــــــدم که برگرده...؟
+
تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 15:6 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
حتم دارم...
كارگران در تمام جاده ها مشغول كارند! همه راه هايي كه تو را به من ميرسانند در دست تعميرند! اگر نه تو حتما مي آمدی ...
+
تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 21:36 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
همچون چای سرد
که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی تلخ منم چای تلخ و یخ که هیچکس ندارد هوسش را...
+
تاريخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 13:0 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
حالا که تمام راه را آمده ام
حالا که تا تو هیچ نمانده چقدر دیر یادش آمد خدا که ما قسمت هم نیستیم....
+
تاريخ جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 19:49 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
رفت ...
بی آنکه مرا به خدا بسپارد نمیدانم خدا را از یاد برده بود یا مرا؟...
+
تاريخ یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 22:15 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
همه ی درد من این است
یک نفر در زندگیم هست که نیست...
+
تاريخ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 0:34 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
خیاط خوبی است خدا
اما دل مرا به عمد یا سهو، نمی دانم شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد...
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 20:26 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چه شباهت عجیبی بین ماست...
من " دل شکسته ام" و تو "دل " شکسته ای....
+
تاريخ یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 0:48 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
ای عشق به هیچکس از این درد نگو
از آنچه او با منو دل کرد نگو من عاشق او بودم و هستم ای عشق اینقدر به او رفیق نامرد نگو...
+
تاريخ شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 20:24 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چرا باید وقتی خونه ی دلت متروکه
واسه در زدن بازم دنبال یه بهونه گشت وقتی راه نداره چشمام به حریم قلب تو چه جوری میشه پی یه فرصت دوباره گشت...
+
تاريخ دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 16:20 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
یه حسی از تو در من هست
که میدونم تو رو دارم واسه برگشتنت هرشب درارو باز میذارم...
+
تاريخ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 10:20 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
ای عزیز هم قبیله، با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره ،با تو هم قسم ترینم من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی این دیگه یه التماسه من میخوام پیشم بمونی...
+
تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:6 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چقدر این جمله غمگینه " تمومه قصه بازی بود " تمومه عشق تو چشماش بفهمی صحنه سازی بود....
+
تاريخ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:14 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه
نفس منو بگیر برای یکی شدن اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر...
+
تاريخ یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 13:24 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
+
تاريخ پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 18:21 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چقدر دیوونگی دارم تمام قلبم آشوبه تو آرومی نمیدونی چقدر دیوونگی خوبه....
+
تاريخ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 15:0 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
میدانم که باز میگردی
این را در آخریـن نـگاه نکرده ات به من قول دادی...
+
تاريخ دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 13:8 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
نخواستم با غم بسازی نخواستم چیزی نگی نخواستم درد دلتو دیگه با هیشکی نگی آخه عشق اجباری نیست تو زندون من نمون حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون
+
تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:59 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
چنگی به دل نمیزنه این روزا عشق و عاشقی از ته دل برات بگم نمونده قلب صادقی اونا که اهل دل بودن دل رو گذاشتن زیر پا بی سرو سکه مونده دل شکسته بازار وفا
+
تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:57 نويسنده .××وفــــــــا××.
|
|
|